تبلیغات
 اُنس - داستان نماز(1)
پیامبر (ص) : الصلاة انس فی قبره ...
طبقه بندی: * کودکانه !!، | نظرات : نظر

می‏خواهم نماز بخوانم
این آقا چرا اینقدر داد می‏زند؟! چه می‏گوید؟

داد نمی‏زند: اذان می‏گوید. یعنی به همه خبر می‏دهد که وقت نماز است.
بیا با هم به مسجد برویم. اول نماز بخوانیم و بعد به خرید برویم.

داستان نماز



نماز اول وقت راخدا بیشتر دوست دارد

آخ، انگشتم! باید زود انگشتم را ببندم . نباید خون روی لباس‏هایم بریزد.

مادر ، لباس شما گلی و کثیف است. چه فرقی می کند که خونی هم بشود؟


داستان اذان



اگر لباسم خونی بشود، دیگر نمی‏توانم با آن نماز بخوانم. ولی با لباس گلی می‏توانم. در هر حال
بهتر است که وقت نماز خواندن، لباس‏هایمان نه خونی باشد و نه کثیف. خداوند تمیزی را دوست دارد.

داستان نماز



ادامه مطلب...
نویسنده : m.g
تاریخ : شنبه 20 اسفند 1390
ساعت : 04:59 ب.ظ



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir




پایگاه جامع عاشورا